1. برای باز کردن به وسعت یا عرض کامل. کشش: سفره را پخش کنید. پرنده ای که بال های خود را پخش می کند.
5- باعث می شود که به طور گسترده ای دیده شود یا شناخته شود. پراکندگی یا انتشار: اخبار را پخش کنید. پرتو چراغ قوه را پخش کنید.
2. برای جابجایی در یک منطقه ، توزیع یا پراکنده گسترده می شوند: سربازان در سراسر زمین پخش می شوند. خاکستر آتشفشان بر فراز قاره پخش شد.
4- به نمایش گذاشته شده ، نمایش داده می شود یا به طور گسترده یا کامل قابل مشاهده است: ویستا به ظاهر به بی نهایت پخش می شود.
6. جدا شدن ؛مجبور شوید دورتر از هم جدا شوید: توده های زمین تا زمانی که اقیانوس بین آنها وجود داشته باشد ، گسترش یافته است.
3. میزان یا محدودیتی که چیزی در آن وجود دارد یا می تواند گسترش یابد: سایبان درخت دارای 50 فوت است.
ب. موقعیتی که در دو یا چند گزینه یا قراردادهای آتی گرفته شده است تا بتوانند از تغییر در قیمت های نسبی آنها سود ببرند.
د. تفاوت در بازده بین دو اوراق بهادار با درآمد ثابت ، بین اوراق قرضه کوتاه مدت و بلند مدت.
9. تعدادی از امتیازات ارائه شده برای تساوی شانس پیروزی در شرط بندی در یک رقابت ، معمولاً بین تیم های ورزشی. همچنین به نام Point Spread نامیده می شود.
[اسپردین انگلیسی میانه ، از انگلیسی قدیم ی-sprǣdan (مانند Tōsprǣdan ، تا گسترش). به ریشه های هند و اروپایی مراجعه کنید.]
فرهنگ لغت آمریكا میراث آمریكایی زبان انگلیسی ، چاپ پنجم. کپی رایت © 2016 توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. منتشر شده توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. کلیه حقوق محفوظ است.
گسترش
1. برای گسترش یا آشکار شدن یا گسترش یا باز شدن به کمترین عرض: او نقشه را روی میز پخش کرد.
2. برای گسترش یا علت گسترش بیش از فضای بیشتر از فضای یا زمان: شیر در تمام کف پخش می شود. ناآرامی های سیاسی طی چندین سال گسترش یافت.
8- ارسال یا ارسال از همه جهات ؛انتشار یا انتشار: کسی شایعات را پخش کرده است. این بیماری به سرعت گسترش یافت.
10. (مهندسی مکانیک) برای افزایش وسعت (بخشی) ، ESP برای صاف کردن سر یک پرچ با فشار دادن ، چکش زدن یا جعل
12. غیررسمی (غالباً مورد توجه: اطراف) برای تبدیل شدن (خود) برای تعداد زیادی از افراد ، غالباً از جنس مخالف
13. (آوایی و آوایی) آوایی برای باریک و طولانی شدن دیافراگم (لب) در مورد مفصل یک مصوت جلو ، مانند (iː) در انگلیسی مراجعه کنید (SIː)
14. عمل یا روند گسترش ؛انتشار ، پراکندگی ، گسترش و غیره: گسترش دین مسیحی.
ب. بیش از قیمتی که در آن سهام برای فروش عمومی بیش از قیمت پرداخت شده برای همان سهام توسط یک شرکت کننده ارائه می شود
25. (جواهرات) جواهرات اندازه ظاهری سنگ قیمتی هنگام مشاهده از بالا در قیراط: الماس با پخش چهار قیراط.
فرهنگ لغت انگلیسی کالینز - کامل و غیرقابل توصیف ، نسخه دوازدهم 2014 © Publishers 1991 ، 1994 ، 1998 ، 2000 ، 2003 ، 2006 ، 2007 ، 2009 ، 2011 ، 2014
گسترش
v. گسترش ، پخش • ing ، n. ، adj. V. T.
9. برای گسترش دیافراگم در (لب) به صورت جانبی ، به گونه ای که آن را به صورت عمودی کاهش می دهد ، در بیان یک صدا.
ب. معامله بازار کالاهایی که در آن قیمت تماس در بالا تعیین شده و قیمت آن را زیر قیمت فعلی بازار قرار می دهد.
فرهنگ لغت کالج Random House Keerman Webster ، © 2010 K Dictionaries Ltd. Copyright 2005 ، 1997 ، 1991 توسط Random House ، Inc. کلیه حقوق محفوظ است.
گسترش
فرهنگ لغت اسمهای جمعی و اصطلاحات گروهی. کپی رایت 2008 The Gale Group ، Inc. کلیه حقوق محفوظ است.
گسترش
مشارکت گذشته: گسترش Gerund: گسترش
| حاضر |
| من گسترش یافته است |
| شما گسترش یافته است |
| او/او گسترش می یابد |
| گسترش دادیم |
| شما گسترش یافته است |
| آنها گسترش یافتند |
| از پیش |
| من گسترش یافته است |
| شما گسترش یافته است |
| او/او گسترش یافته است |
| گسترش دادیم |
| شما گسترش یافته است |
| آنها گسترش یافتند |
| حال استمراری |
| من پخش می کنم |
| شما در حال پخش هستید |
| او/او در حال گسترش است |
| ما در حال گسترش هستیم |
| شما در حال پخش هستید |
| آنها در حال گسترش هستند |
| ماضی نقلی |
| من گسترش یافته ام |
| شما گسترش یافته اید |
| او/او گسترش یافته است |
| ما گسترش یافته ایم |
| شما گسترش یافته اید |
| آنها گسترش یافته اند |
| گذشته استمراری |
| من پخش می کردم |
| شما پخش می کردید |
| او/او در حال گسترش بود |
| پخش می کردیم |
| شما پخش می کردید |
| آنها در حال گسترش بودند |
| گذشته کامل |
| من پخش شده بودم |
| شما گسترش یافته بودید |
| او/او گسترش یافته بود |
| ما گسترش یافته بودیم |
| شما گسترش یافته بودید |
| آنها گسترش یافته بودند |
| آینده |
| من پخش خواهم کرد |
| شما پخش خواهید کرد |
| او/او گسترش خواهد یافت |
| ما پخش خواهیم کرد |
| شما پخش خواهید کرد |
| آنها گسترش خواهند یافت |
| آینده عالی |
| من گسترش خواهم یافت |
| شما گسترش خواهید یافت |
| او/او گسترش خواهد یافت |
| ما گسترش خواهیم یافت |
| شما گسترش خواهید یافت |
| آنها گسترش خواهند یافت |
| مداوم آینده |
| من پخش خواهم شد |
| شما گسترش خواهید یافت |
| او/او در حال گسترش خواهد بود |
| ما پخش خواهیم کرد |
| شما گسترش خواهید یافت |
| آنها گسترش خواهند یافت |
| حال کامل استمراری |
| من پخش شده ام |
| شما گسترش یافته اید |
| او/او در حال گسترش است |
| ما گسترش یافته ایم |
| شما گسترش یافته اید |
| آنها گسترش یافته اند |
| آینده کامل آینده |
| من پخش خواهم شد |
| شما پخش خواهید شد |
| او/او در حال گسترش خواهد بود |
| ما گسترش خواهیم یافت |
| شما پخش خواهید شد |
| آنها گسترش خواهند یافت |
| گذشته کامل استمراری |
| من پخش شده بودم |
| شما پخش شده بودید |
| او/او در حال گسترش بود |
| ما پخش شده بودیم |
| شما پخش شده بودید |
| آنها گسترش یافته بودند |
| مشروط |
| من پخش می کردم |
| شما پخش می کنید |
| او/او گسترش می یابد |
| ما پخش می کردیم |
| شما پخش می کنید |
| آنها گسترش می یابند |
| مشروط گذشته |
| من گسترش می یافتم |
| شما گسترش می یافتید |
| او/او گسترش می یافت |
| ما گسترش می یافتیم |
| شما گسترش می یافتید |
| آنها گسترش می یافتند |
تهاجم - (آسیب شناسی) گسترش میکروارگانیسم های بیماری زا یا سلول های بدخیم به سایت های جدید در بدن."حمله تومور به ساختارهای اطراف"
مزرعه - محل کار متشکل از ساختمانهای مزرعه و زمین های کشت شده به عنوان واحد."چندین نفر طول می کشد تا مزرعه کار کنند"
پراکندگی ، توزیع - خاصیت مکانی یا جغرافیایی پراکندگی در حدود یک محدوده ، منطقه یا حجم."در سراسر جهان در توزیع" ؛"توزیع الیاف عصبی" ؛"در توزیع مکمل"
مارگارین ، مارگ ، اولئو ، اولومارگارین ، مارگارین - پخش شده ای که عمدتا از روغنهای گیاهی ساخته شده و به عنوان جایگزینی برای کره استفاده می شود
چاشنی - آماده سازی (سس یا شلاق یا ادویه) برای تقویت عطر و طعم یا لذت بردن."خردل و کچاپ چاشنی هستند"
MISO - خمیر ضخیم ساخته شده از سویا تخمیر شده و جو یا مالت برنج. در پخت و پز ژاپنی برای تهیه سوپ یا سس استفاده می شود
Hommos ، Hoummos ، Hummus ، Humous ، Humus - یک پخش ضخیم که از نخودهای پوره شده ، تاهینی ، آب لیمو و سیر ساخته شده است. به ویژه به عنوان غوطه وری برای پیتا استفاده می شود. سرچشمه در خاورمیانه
tapenade - گسترش متشکل از کپک ها و زیتون های سیاه و لنگرگاه های ساخته شده در یک پوره با روغن زیتون
صفحه - یک طرف یک برگ (از یک کتاب یا مجله یا روزنامه یا نامه و غیره) یا ماده نوشتاری یا تصویری که در آن وجود دارد
Centerfold ، Centrefold - یک مرکز مجله گسترش یافته است. به خصوص تاشو یک عکس بزرگ یا نقشه یا ویژگی دیگر
پسوند - عمل گسترش در دامنه ؛در دسترس بیشتر"گسترش برنامه به همه نیازمند"
پراکندگی ، پراکندگی ، انتشار ، انتشار - عمل پراکندگی یا پراکندگی چیزی."پراکندگی سربازان" ؛"انتشار دانش"
عدم تمرکز ، عدم تمرکز - گسترش قدرت به دور از مرکز به شاخه های محلی یا دولت ها
تعمیم ، تعمیم - سیستمیک و در سراسر بدن گسترش یابد."این نوع عفونت در سراسر سیستم ایمنی بدن تعمیم می یابد"
متاستازیس ، متاستازیز - در سراسر بدن پخش می شود."سرطان متاستاز شده بود و بیمار نمی تواند نجات یابد"
پخش - انتقال یا علت گسترش یا گسترش."این تمدن بزرگ در سراسر سرزمین تبلیغ شد"
استقرار - برای توزیع سیستماتیک یا استراتژیک ؛"ایالات متحده سلاح های خود را در خاورمیانه مستقر می کند"
پراکندگی ، Straggle - برو ، بیا ، یا به شکلی نامنظم یا نامنظم پخش شود."شاخه هایی که کاملاً دور هستند"
رشته ، گسترش یا کشش در یک خط ، جانشینی یا سری."خانه ها در یک ردیف طولانی از بین رفتند"
از بین بردن ، پراکندگی ، پراکندگی ، پخش شدن - از یکدیگر دور شوید."جمعیت پراکنده" ؛"کودکان هنگام نزدیک شدن معلم از همه جهات پراکنده می شوند" ؛
جمع آوری ، جمع کردن ، جمع آوری ، جمع آوری - جمع آوری یا جمع شدن."برخی از سنگ ها را جمع کنید" ؛"افکار خود را به هم بکشید"
حرکت - حرکت کنید تا موقعیت را تغییر دهید ، یک حرکت غیرمستقیم را انجام دهید."او دست خود را کمی به سمت راست منتقل کرد"
پوشش ، گسترش ، ادامه - فاصله فاصله از فاصله ، فضا یا زمان."جنگ بیش از پنج سال تمدید شد" ؛"دوره دوره قرن را پوشانده است" ؛"سرزمین من از بالای تپه ها در افق امتداد دارد" ؛"این مزرعه حدود 200 هکتار را پوشش می دهد" ؛"مجمع الجزایر 500 مایل دیگر ادامه دارد"
تجاوز - به ویژه در امتداد خط ساحلی فروکش شده ، از روی زمین پخش می شود."دریا در امتداد سواحل غربی جزیره" تجاوز می کند "
پادکست - توزیع (فایلهای چندرسانه ای) از طریق اینترنت برای پخش در دستگاه تلفن همراه یا رایانه شخصی
گردش کنید ، به اطراف بروید ، پخش کنید - به طور گسترده ای شناخته شده و منتقل می شود."شایعه گسترش یافته است" ؛"داستان در دفتر به وجود آمد"
محبوب ، محبوب ، مبتذل ، مبتذل ، تعمیم ، عمومی سازی - تهیه طعم محبوب برای محبوبیت و حضور در عموم مردم. استفاده عمومی یا مشترک را وارد کنید."آنها قهوه را در ایالت واشنگتن محبوب کردند" ؛"نظریه نسبیت توسط این نویسندگان مبتذل شد"
حمل ، اجرا - به عنوان محتوا شامل شوید. پخش یا تبلیغ ؛"ما سه بار تبلیغ را اجرا کردیم" ؛"این مقاله دارای یک بررسی رستوران است" ؛"همه شبکه های اصلی کنفرانس مطبوعاتی را حمل کردند"
برو ، حرکات ، حرکت ، مسافرت - مکان را تغییر دهید. حرکت ، مسافرت یا ادامه ، همچنین استعاری."ماشین جدید شما چقدر سریع پیش می رود؟" ؛"ما با اتوبوس از رم به ناپل سفر کردیم" ؛"پلیس ها از درب به درب به دنبال مظنون رفتند" ؛"سربازان در تلاش برای گرفتن آن قبل از سقوط شب به سمت شهر حرکت کردند" ؛"اخبار سریع سفر کرد"
عبور ، گردش ، توزیع ، عبور از علت توزیع."این نامه در بین دانشکده پخش می شود"
گسترش ، توزیع - توزیع یا پراکندگی به طور گسترده ؛"مهاجمان زبان خود را در سراسر کشور پخش می کنند"
خزش - رشد یا گسترش ، غالباً به گونه ای که برای پوشاندن (یک سطح) باشد."پیچک بر روی دیوارهای ساختمانهای دانشگاه"
پوشش - پوشش یا علت پوشانده شده را با آن تهیه کنید."صورت خود را با دستمال بپوشانید" ؛"کودک را با یک پتو بپوشانید" ؛"قبر را با گل بپوشانید"
آماده شده - از قبل آماده یا مناسب یا مناسب است."بیانیه آماده" ؛"برای موارد اضطراری آماده باشید"
گسترده - کاملاً گسترده یا کشیده شده."یک تلسکوپ گسترده" ؛"پاهای گسترده او تقریباً به اتاق کوچک رسیده است" ؛"از پذیرش دست گسترده خودداری کرد"
گسترش
1. باز (خارج) ، گسترش ، کشش ، باز شدن ، پراکندگی ، ناخوشایند ، فن بیرون ، بدون استفاده او کت خود را روی تخت پخش کرد.
4- لکه دار ، استفاده کنید ، مالش دهید ، قرار دهید ، صاف کنید ، گچ ، گچ ، daub کرم را روی پوست پخش کنید و بگذارید 12 ساعت بماند.
5. رشد ، افزایش ، توسعه ، گسترش ، گسترده تر ، قارچ ، تشدید ، تکثیر ، ضرب ، گسترش حس ترس در محلات مسکونی گسترش می یابد.
2. میزان ، دسترسی ، دهانه ، کشش ، جارو ، عرض ، قطب نما رودودندرون با گسترش 24 اینچ به 18 اینچ رشد می کند.
3. (غیررسمی) جشن ، ضیافت ، انفجار (عامیانه) ، repast ، آرایه ای که آنها روی ساندویچ هایی برای ما پخش کردند.
4- ویژگی ، گزارش ، داستان ، قطعه ، مقاله ، موردی که در یک شام برای 46 نفر در یک شام پخش شده بود.
5. دامنه ، تنوع ، انتخاب ، مجموعه ، GAMUT ما گسترش عظیمی از صنایع در منطقه داریم.
چیزی را بیرون بیاورید ، دراز بکشید ، کشش کنید ، از بین نروند ، صفحه زمین و کیسه خوابم را پخش می کنم.
کالینز اصطلاحنامه زبان انگلیسی - چاپ 2 کامل و بدون مجوز. 2002 © Publishers HarperCollins 1995 ، 2002
گسترش
اصطلاحنامه آمریکایی میراث آمریکایی. کپی رایت © 2013 ، 2014 توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. منتشر شده توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. کلیه حقوق محفوظ است.
گسترش
1. (= انتشار) [عفونت ، بیماری ، آتش] → Proppación F ؛[از ایده ، اطلاعات] → Difusión F ، Divulgación F ؛[از جرم] → Aumento M ، Proliferación F ؛[از آموزش] → Extensión F ، Generalización F ؛[از سلاح های هسته ای] → پرولیفراسیون f
2. (= وسعت) (ژن) → extensión f ؛[از بال ، بادبان] → Envergadura fمیانسالگسترش → Gordura f de la mediana edad
3. (= دامنه) گسترش گسترده ای از علاقه و عقیده در مورد کمیته وجود دارد.
4. (= وعده غذایی) → Comilona F ، Banquetazo M که آنها بر روی هاژ اسپری قرار داده اند → یک کامیلونا پر زرق و برق یا یک پیاده رو پر زرق و برق را ارائه می دهند
7. (فشار دهید ، تایپ کنید) الفتمام صفحهاسپری → یک تخت کامل بهدو صفحهیادو صفحهsp pread → یک صفحه دوتایی ، یک مسطح دو برابر
1. (همچنین SP PREAD OUT) (= دراز کشیدن یا باز کردن) [+ سفره ، پتو] → گسترش ، تمایل ؛[+ نقشه] → گسترش ، استقرار ؛[+ بازوها ، انگشتان ، پاها] → کشش ؛[+ پرچم ، بادبان ، بال] → استقرار ؛[+ خالص] → مناقصه او روی زمین دراز کشیده بود → روی زمین دراز کشیده بود.دست هادر ژست استعفا/ناتوانی - بازوها را در ژست استعفا/ناتوانی جنسی گسترش می دهم.خودم→ من دوست دارم فضای زیادی برای گسترش شخصی داشته باشمبال(روشن ، شکل) → بالا
2. (= پراکندگی) → پخش شده ، لباس های خود را در تمام کف پاشیده شد → لباس های شما در سراسر زمین پراکنده یا پراکنده بود
3. (= اعمال) [+ کره] → کره اسپیرنonBRAD one → کره را در نان پخش کنید ، نان را با کره پخش کنید تا روی صورت شخص پخش شود → بو یا صورت را روی صورت قرار دهید
4. (= پوشش) جداول پخشباغذا → میزهای کامل یا پر از غذا ، او برشی خود را با عسل پخش می کند → عسل را روی نان قرار می دهد ، نان آغشته به عسل با عسل کف ها با شن و ماسه استفاده می کنند → خاک ها با شن و ماسه پوشانده شده اند
5. (= توزیع) → توزیع به شما توصیه می شود بار کار را پخش کنید → ما به شما توصیه می کنیم کار را توزیع کنیدبازپرداختهابیش از 18 ماه پخش خواهد شد → پرداخت ها بیش از 18 ماه انجام می شود Don's Don's Don خود خیلی نازک → سعی نکنید بیشتر از حساب را پوشش دهید
6. (= انتشار) [+ اخبار ، اطلاعات] → انتشار ، انتشار ؛[+ شایعه] → ساخت ، پخش ؛[+ بیماری] → تبلیغی ؛[+ وحشت ، ترس] → sembrar او عاشق گسترش استشایعات→ او عاشق پخش یا انتشار cotilleos است نیز به کلمه A4 مراجعه کنید
1. (= گسترش ، پیشرفت) [آتش] → گسترش ، گسترش ؛[لکه] → گسترش ؛[بیماری] → گسترش ؛[وحشت ، ترس] → شروع ؛[اطلاعات ، اخبار ، ایده ها] → زنگ هشدار عمومی پخش شداز طریقجمعیت - زنگ هشدار در کل جمعیتی که سرطان گسترش یافته بود گسترش یافته استtoریه های او → سرطان به ریه ها گسترش یافته بود که سربازان SP PREAD SOUTH → سربازان به سمت جنوب نمایش داده می شدند تا لبخند SP را لبخند بزنند -بر فرازیادر سراسرصورتش → او از گوش به گوش لبخند زد تا مانند آتش سوزی پخش شود و شایعات مانند آن پخش شودآتش سوزی→ شایعات مانند باروت اجرا شد
2. (= کشش) (در فضا) → گسترش شهر چندین مایل به سمت شمال → شهر چندین مایل به سمت شمال برای پردازش گسترش در ماه های شدید گسترش می یابد → فرایندی که چندین ماه را پوشش می دهد
D. cpd sp pread betting n → شرط بندی حالت چند شرط بندی که در آن نتایج متنوعی به جای یکی به طور خاص انجام می شود
A. vi + adv (= پراکندگی) [مردم] → پراکندگی ؛(= پسوند) [شهر ، مایع] → گسترش ؛(= گسترده) [رودخانه] → گسترده شد
فرهنگ لغت اسپانیایی کالینز - چاپ کامل و غیرقابل توصیف هشتم 2005 © ویلیام کالینز پسران و شرکت با مسئولیت محدود 1971 ، 1988 © Publishers HarperCollins 1992 ، 1993 ، 1996 ، 1997 ، 2000 ، 2003 ، 2005
گسترش
(= انتشار) [بیماری ، عفونت ، شایعه] → انتشار F ؛[اطلاعات ، ایده های جدید ، فناوری] → انتشار f
(کمکی)
(= باز کردن) [+ حوله ، پارچه ، فرش ، نقشه] → étendre من یک حوله را روی شن و ماسه قرار دادم → il étendit une serviette sur le sabable.
(= حرکت از هم) [+ بازوها ، دست ها ، انگشتان ، پاها] → écarter او فقط کوچک شد و بازوهای خود را از دست داد → ایل از Hausser Les épaules در لس های écartant خوشحال است.
[+ خمیر ، کره ، مربا] → étaler to sp pread sth in sth → tartener qch qch ، étaler qch sur qch او در حال پخش کره بر روی تکه ای از براد بود → letalait du beurre sur une tranche de pain. ، il tartinait de tartinait de tartinait de tartinait de Beurre Unite Tranche. به sp pread sth با sth → ttirine qch از qCH نژاد را با پنیر - ttiche le pain de fromege.
(= انتشار در بین مردم) [+ شایعه ، دروغ] → Répandre ؛[+ بیماری ، عفونت ، میکروب ها] → تبلیغ کننده ؛[+ ترس ، سردرگمی ، وحشت] → Répandre ، پشه های Semer Spart بیماری Vray به سرعت → Les Moustiques Commention La Maladie Très Rapid. او از دروغ هایی که در مورد او پخش شده بود ، تغذیه شد - در Avait assez des mensonges qu'on repaidait à موضوع.
(= توزیع در طول دوره زمانی) [+ بازپرداخت] → échelonner ، étaler که کار از دست می دهد در یک ژورنال طولانی پخش می شود - سرکوب های LES d'emplois set ethalées sur une longue période.
(= تأثیر یا رسیدن به افراد بیشتری) [بیماری ، عفونت] → S'étendre ، گسترش ؛[ترس ، فناوری] → دوباره به هم پیوسته است.[اخبار] → خبرها به سرعت پخش می شوند → Rapidement Nouvelle S'est Propportee پخش می شود.
vi [people] → سربازان را در سراسر زمین پراکنده می کنند → Soldats Les Dispersèrent Dans Le Champ. بشر
گسترش
(از بالها) → CanGP ، → دهانه بال f ؛(= دامنه ، علائم) → توزیع f ، → پراکندگی f ؛(از قیمت ها) → پوشیدن F ؛(از ایده ها ، علایق) → طیف NT ؛(= توزیع: ثروت) → توزیع f ؛(= دامنه: تئوری ، ایده ها) → دامنه m ؛گسترش Aage Aage → Fillness F ، → Age Bacon M (Inf) ؛Gerry شروع به رنج از گسترش سنین میانسالی → Gerry به آرامی شروع به بیکن (Inf)
(= رشد) → گسترش f ، → توزیع f ؛(فضایی) → انبساط f ؛گسترش سلاح های هسته ای - افزایش روزافزون سلاح های هسته ای
(Inf ، از غذا و غیره) → ویژگی NT ، → Mouse Mouse M ؛چه چیزی در مورد گسترش عالی - این عالی بود که شما در آنجا خدمت کرده اید و غیره
(فشار دهید ، نوع: = دو صفحه) → دو صفحه F ؛یک گزارش کامل/دو طرفه → یک گزارش کامل/دو طرفه.(= تبلیغات) → یک صفحه نمایش کامل/دو طرفه ؛یک تصویر پخش شده → یک گزارش تصویر کامل صفحه ؛مرکز پخش یک کاغذ - قسمت میانی یک روزنامه
(= باز یا دراز کشیدن: بنابراین پخش شده است) فرش ، توری ، یونجه ، بال ، بازوها → پخش ؛فن → باز ؛کالاها → گسترش ، تفسیر ؛دست ها ، پاها → گسترش یافته است. طاووس دم خود را پخش کرد - Pfau به یک دوچرخه برخورد کرد. سلام آنچه با بازوها و پاهای او دراز کشیده بود - او در آنجا با بازوها و پاها در آنجا بود. مزارع در زیر ما پخش شدند (مزارع در زیر ما پخش شده اند. دیدگاهی که قبل از ما پخش شده است - منظره ای که به ما ارائه می داد. قایق بادبانی بادبان های خود را پخش کرد - بادبان قایق نفخ
نان ، بوم ، سطح → برس ؛کره اسکی ، رنگ و غیره (در مقایسه با) ؛جدول → پتو ؛رنگ را به طور مساوی پخش کنید → رنگ را به طور مساوی توزیع کنید. او گچ را روی دیوار پخش کرد → او گچ را روی دیوار عبور داد. برای پخش یک پارچه/خالی روی چیزی مانند پارچه/پتو روی STH (ACC) → عرض ؛میز با غذا پخش شد → میز فراوان یا پرشور پوشانده شده بود
(= توزیع: بنابراین پخش شده) نیروها ، نوشتن ، اشیاء ، پرداخت ، ریسک → توزیع ؛ماسه ، کود ، ماک → پاشیده ؛(در زمان) → توزیع (→ بیش از +acc) ؛منابع ما بسیار نازک پخش می شود - وسایل ما حداکثر استرس دارند
(= انتشار) اخبار ، دانش ، وحشت ، بیماری ، بوی → گسترش. شایعه → پاشیده ، پخش ؛من اخبار را برای همیشه در دفتر پخش خواهم کرد. من به همه افراد در دفتر می گویم
(= گسترش ، فضایی) → کشش ، گسترش (→ بیش از ، از طریق +acc) ؛(با حرکت ، علفهای هرز ، مایع ، آتش ، لبخند ، صنعت) → پخش شده (→ بیش از ، از طریق +acc).(شهرها ، شهرک ها) → گسترش ؛(دانش ، ترس و غیره ، بو) → گسترش ؛(بیماری ، مشکل ، آتش) → به چنگال گسترش می یابد. این دوره در طی چهار ماه گسترش می یابد - این دوره بیش از چهار ماه ادامه دارد. گسترش به چیزی به چیزی ؛(بیماری و غیره) → به چاقو (ACC) → واژگون شدن ؛برای گسترش به چیزی شبیه به → گسترش به sth (acc) → ؛(در زمان) → به STH (ACC) گسترش دهید. در زیر درختان در حال گسترش → در زیر درختان گسترده ؛او نگران گسترش معده خود (Inf) است → او نگران است زیرا او به طور گسترده ای (Inf) است؟آتش سوزی
VR برای گسترش Aneself (از نظر جسمی) → کشش ؛(= گسترش چیزهای شخص) → پخش ؛(در گفتار ، نوشتن) → گسترش
فرهنگ لغت آلمانی کالینز - نسخه هفتم کامل و نامشخص 2005. © ویلیام کالینز Sons & Co. Ltd. 1980 © Publishers HarperCollins 1991 ، 1997 ، 1999 ، 2004 ، 2005 ، 2007
گسترش
آ.(از آتش ، عفونت) → تبلیغات F ؛(از ایده ، دانش) → Diffusione F ؛(از جرم) → ایل Dilagare گسترش سلاح های هسته ای → La Proliferazione Delle Armi Nucleari
ج.(دامنه ، قیمت ها ، ارقام ، علائم) → گاما ؛.
آ.(باز یا دراز کشیدن) (یعنی پخش شده) (بال ، بادبان) → آینه ؛(پارچه) → استنترز ؛(انگشت) → thister ؛(بازوها) → Allargare ، spalancare برای پخش نقشه بر روی جدول → Spiegare una cartina sul tavolo برای پخش یک بال (شکل) → Spiccare il volo
ج.(توزیع) (یعنی پخش شده) (ماسه ، کود) برای پخش STH در sth → cospargere qc di qc ؛(کالاها ، اشیاء) → disporre ؛(کارت ، اسباب بازی) → awderry ؛(سربازان) → Scaglionaren ؛(پرداخت) → Rateizzare ، Scaglionaren ؛(منابع) → بازپرداختهای توزیع توزیع می خواهد بیش از 18 ماه پخش شود → من پاگامی سارانو scaglionati lungo un permo di 18 mesi
د.(انتشار ، میکروب ها ، بیماری) → تبلیغی ، آواز ؛(دانش ، وحشت) → متفاوت ؛(اخبار) → Apens ، متفاوت
3. vi (اخبار ، شایعه) → decondersi ، تبلیغات ، sparersi ؛(درد ، آتش ، سیل) → Estendersi ؛(شیر) → Sparersi ؛.
گسترش
1. به (علت) بروید (SOFN گسترده تر یا بیشتر فکر کنید) از روی یک سطح. او تیتای عسل را روی نان تست خود پخش کرد. smeer يَرُش мажа espalhar(-se) rozetřít streichen smøre απλώνω, απλώνομαι (peale) määrima, võidma گسترش يافتن levitä étaler לִמרוֹחַ फैलाना, फैलना mazati, prekriti ken mengoleskan dreifa, smyrja spalmare 塗る 펴다 tepti uzziest menyapukan smeren spre, smøre, bre utover pokrywać , smarować espalhar(-se) a unge размазывать(ся) natrieť, potrieť namazati razmazati breda (sprida) ut ทำให้กระจาย sürmek 使伸展,使延伸 розмазувати کسی شے کو پھیلانا، پھیلنا giăng, bày ra 伸开,展开,伸展
2. برای پوشاندن (یک سطح با چیزی). او نان را با مربا پخش کرد. smeer يَدْهَن намажвам cobrir namazat bestreichen smøre σκεπάζω, αλείφω, στρώνω (peale) määrima پوشاندن voidella étaler לְכַסוֹת ढक लेना, ढकना namazati, premazati megken melapisi smyrja spalmare 塗る 바르다 aptepti apziest melapisi smeren smøre pokrywać barrar a unge покрывать; намазывать natrieť namazati namazati breda ut pø (Ø า ؛ละเลง Sürmek 塗抹 наrзuа 볳 ی ی ssے ssے ssے 涂 涂 敷 敷 敷 敷 敷 敷 敷 敷 敷 敷 敷 敷 敷
3. به (علت) برای رسیدن به یک منطقه وسیع تر ، تعداد بیشتری از افراد و غیرهاین اخبار خیلی سریع از طریق روستا پخش شد. versprei yiynnْt fabletbare рRазнас __ (се) espalhar (-se) rozšířit se verbreiten spreit ؛sprede διδίδω ، διδίδομαι Levima ، Levite therdn Levitä se répandre ל֜. izplatīties menyebarkan verspreiden spre rozpowszechniać, rozchodzić się espalhar(-se) a se răspândi распространять rozšíriť sa širiti (se) proširiti se sprida [sig] แพร่ออกไป yaymak 傳播 поширювати(ся), розносити(ся) وسیع تر علاقوں میں پھیلنا اور زيادہ سردرگم شدن
4- توزیع در یک منطقه گسترده ، دوره زمانی و غیرهامتحانات طی مدت ده روز پخش شد. versprei يُوَزِّع разпространявам (се) distribuir(-se) rozvrhnout verteilen fordele εκτείνω, εκτείνομαι jaotama توزيع كردن jakaa étaler sur לְהִימַשֵׁך बिखरा होना prostirati se, protezati se eloszt membagi-bagi dreifa distribuire ~にわたる (영역, 기간에) 걸쳐 치루다 išdėstyti izkārtot; sadalīt (laikā vai vietā) menyebarkan spreiden spre, fordele rozciągać się na distribuir a se întinde pe растягивать rozvrhnúť, rozdeliť raztegniti razdužiti se sprida ut ทำให้ยืดออกไป yaymak 延長,展開 тривати; продоВжВаи (ся) الی اتوگرافی علع المبی لرمت م یک نیت.)
5. برای باز کردن. او نقشه را روی میز پخش کرد. oopsprei يَفْرِد، يَبْسُط разпростирам abrir rozložit ausbreiten brede ud απλώνω, ανοίγω (laiali) laotama باز كردن levittää étaler sur לִפרוֹש खोलना razastrijeti, prostrijeti szétterít membuka breiða úr stendere, spiegare 広げる 펼치다 išskleisti izklāt membentangkan spreiden brette ut rozwinąć abrir a întinde раскрывать; rozložiť razgiti raširiti veckla ut คลี่ ออก açmak 攤開 rodgortati ؛Rosstilati کھlow How Kéo ، Giăng 摊开
1. روند رسیدن به یک منطقه وسیع تر ، تأثیر بیشتر افراد و غیره. گسترش اطلاعات/تلویزیون ؛گسترش جرم در بین دانش آموزان مدرسه. verspreiding إنتِشار разпространение propagação rozšíření die Verbreitung udbredelse επέκταση, εξάπλωση levik گسترش leviäminen diffusion, propagation התפשטות फैलाव, विस्तार, प्रस्ताव širenje, prostiranje elterjedés penyebaran útbreiðsla diffusione 広まり 만연 (pa)plitimas izplatīšanās penyebaran verspreiding utbredelse, spredning rozprzestrzenianie się propagação difuzare, propagare распространение rozšírenie jirjenje širenje sprising ، utbredning การ กระจาย yay (ıl) ma 傳開 فاضلاب ؛zrostannnya زیaہ elwگwں ک پہ imes چ> ے ک کa یک ط post
2. چیزی که باید روی نان و غیره پخش شود. مقداری مرغ پخش کنید. Smeergoed ط ail. ru mel Icles China ، که این است که ماکارونی pomazánka der aufstrich smuffting smèrepólæg ؛-smørepålæg τρόφιμο σε μορφή αλοιφής võie غذai خmiirii levite pâte फैला हुआ namaz ، pašteta krém orsi stmikta zmikta ZiRifiRta ZIRITASTATATATATA ZIRITATATATA ZIRITATA ZIRITATA ، PASTA パン に に に つける つける つける もの つける もの もの つける もの つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける つける. PASTA PASTă (Pentru Uns Feliile de pâine) Pasty product nátierka namaz namaz bredbart smörgålägg อาหาร ใช้ ขนมปัง ขนมปัง ขนมปัง ขนมปัง ขนมปัง 塗抹 pastebni پر لگ والی کimes شے sự rả rả rả rả rả rả rải rải rải rải rải rải rải rải rải rải rải rải rải rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rả rải
3. فضا یا زمان پوشیده شده (با یک لحظه) یا گسترش گسترش. گسترش چند مایلverspreiding إem ward ، № lfes انفجار extensão rozloha die spanne udstrækning aέκταση ulatus ، aeg گ arth ، laajuus étendue רצף फैलाव ، विसार rappon ، površina terjectelem ؛Kiterjedés Penyebaran Umfang ؛svæði ، flæmi estensione 広がり nuotolis ، plotas ، فاصله tarpsnis ؛attālums ؛laiks sebaran reikwijdte utsterkning ، omfang przeciąg ، zasięg extens ... طول ؛قرار گرفتن در معرض rozloha razsežnost raspon sträcka ، utsträckning ระยะ ห่าง yayılma ، uzama 展延 程度 vidstan ؛پسوند
1. برای گسترش یا کشش. مزارع جلوی او پخش شد. uitstrek يَمْتَد протягам estender-se prostírat se sich ausbreiten brede sig εκτείνομαι, απλώνομαι laiuma انتشار دادن levitä s'étendre לְהִשתָרֵע फैलना prostirati se (ki)terjed terbentang teygja/breiða (út/úr) stendersi 広がる 펼쳐지다 driektis stiepties; plesties terhampar zich uitspreiden bre/strekke seg out rozciągać się się estender-se a se întinde (pe) простираться rozprestierať sa razprostiRati se rozvući se breda ut sig ut sig uzanmak
2. برای توزیع در یک منطقه یا دوره زمانی گسترده. او جزوه ها را روی میز پخش کرد. versprei يُوَزِّع، يَفْرِد، يَبْسُط разпространявам distribuir rozložit verteilen sprede ud απλώνω, διασκορπίζω levitama توزيع كردن levittää étaler לִפרוֹש बिखेरना prostrijeti szétoszt menghamparkan dreifa (úr) sparpagliare まき散らす 전개하다 paskleisti izkaisīt; izkliedēt ؛izstiept (laikā) mengagihkan uitspreiden spre ، fordele rookładać distribuir a se întinde (pe) برای بیرون کشیدن. توزیع rozložiť razporediti raširiti sprida ut ؛กาง yaymak 延長 , 展開 rodkladati ؛ROVKIDATI lf lfقے یا وي مد کے دووراware قimes کورew bày ra, kéo căng ra 延长 扩展 扩展 , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
3. برای پراکندگی و رفتن به جهات مختلف ، به منظور پوشاندن یک منطقه وسیع تر. آنها گسترش یافتند و شروع به جستجوی کل منطقه کردند. opbreek yَْtشِri re rebreъъквар (се) espalhar-se rozptýlit sic sich verteilen sprede sig απλώνομαι ، σκορπίαانهای (laiali) laotuma پarerateretersiresiresiresearsendndnendnendndnendndnendndndndndndndndndndndndndndndndndndndndndndndndndndndndndnndsiretä saكyrsirestriesszétszóródik menyebar tvístra(st), dreifa(st) sparpagliarsi 散る 흩어지다 išsiskirstyti izklīst berpecah-pecah zich verspreiden spre seg, dele seg rozchodzić się, rozbiegać się espalhar-se a se dispersa рассредоточиваться rozptýliť sa razkropiti se raštrkati se sprida ut sig แยกกัน ไป yayılmak 四 散開 散開 散開 rosipati futs wow ک mmیں nds کے leیے giăng ra 四 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开 散开
فارکس در ایران...
ما را در سایت فارکس در ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمدرضا گلزار
بازدید : 68
تاريخ : سه
شنبه
1 فروردين
1402 ساعت: 20:58