این دلار ارزش خود را از دست داده و وضعیت خود را به عنوان ارز عمده جهان تضعیف می کند و در سیستم مالی بین المللی قرار می گیرد. دلار در حال سقوط فقط یک موضوع فنی برای کارشناسان بازار مالی نیست: تریلیون دلار ارزش در طول هجده ماه تغییر کرده است ، و باعث کاهش ذخایر بانکهای مرکزی جهان و پایین آمدن ارزش همه دارایی های ایالات متحده در بازار بین المللی می شود. بشرتحلیلگران نگران این هستند که یک فروش جدی دلار می تواند باعث ایجاد وحشت در بازارها شود و منجر به سقوط مالی جهانی شود. حتی اگر بدترین حالت از آن جلوگیری شود ، یک دلار در حال کاهش ممکن است قدرت ایالات متحده را تضعیف کند ، بازارهای جهانی را دوباره سازماندهی کرده و قدرت استراتژیک را در سیستم بین المللی تغییر دهد
پس از افزایش شدید در برابر یورو در سال 1999 و بیشتر سال 2000 ، دلار در اواخر سال 2001 شروع به ریزش کرد و کاهش آن تا اواسط سال 2003 ادامه یافت و بیش از یک چهارم از ارزش خود را در برابر یورو از دست داد (نگاه کنید به "دلار و جریان دلار""). پس از یک تجمع کوتاه در تابستان ، دلار عقب نشینی شیب دار دیگری را آغاز کرد که احتمالاً ادامه خواهد یافت. بسیاری از تحلیلگران مالی انتظار داشتند که دلار به دلیل افزایش کسری تجارت ایالات متحده در "حساب جاری" خود ، که شامل کالاها و خدمات ، پرداخت های درآمد مانند بهره و سود سهام و نقل و انتقالات یک طرفه مانند کمک های خارجی و حواله های کارگران است ، تضعیف شود. اما کمتر کسی فکر می کرد که دلار تا این حد و خیلی سریع سقوط خواهد کرد.
افزایش کسری تجارت
بزرگترین عامل واحد در سقوط دلار کسری افزایش در تجارت ایالات متحده است. ایالات متحده به مراتب بیشتر از صادرات کالا و خدمات وارد می کند. مصرف کنندگان آمریکایی اشتهای قوی برای اتومبیل های ژاپنی ، لباس چینی ، ماشین آلات آلمانی و تلفن های همراه فنلاندی دارند. واردات نفت ، بزرگترین مورد ، به طور پیوسته رشد می کند. شرکت های آمریکایی قادر به صادر کردن محصولات و خدمات با همان ارزش نیستند. در حالی که ممکن است مایکروسافت ، کوکا کولا ، بوئینگ و هالیوود درآمد بزرگی کسب کنند و دید زیادی برای صادرات ایالات متحده کسب کنند ، آنها به سادگی نمی توانند با محصولات و خدمات خارجی خریداری شده توسط شرکت ها و مصرف کنندگان آمریکایی مطابقت داشته باشند. در سال 2002 ، واردات کالا و خدمات بالغ بر 1،652 میلیارد دلار بود ، در حالی که صادرات فقط 1،203 میلیارد دلار بود. این تفاوت توسط وام و سرمایه گذاری های خارجی خالص ایجاد شده است.
از نظر تاریخی ، ایالات متحده همیشه کسری تجاری را اداره نمی کرد. ایالات متحده برای چندین دهه مازاد تجارت زیادی را به ویژه پس از جنگ جهانی دوم ، هنگامی که صادرات ایالات متحده با رقابت کمی از جنگ های جنگ زده و آسیا روبرو شد. به تدریج ، با افزایش اقتصادهای خارجی ، تراز تجاری تغییر یافت ، زیرا سرمایه گذاری های خارجی به ایالات متحده شروع شد و به عنوان مصرف کنندگان آمریکایی کالاها و خدمات خارجی بیشتری را خریداری کردند. در دهه 1960 ، واردات دوربین های ژاپنی و اتومبیل های اروپایی شروع به رشد کرد ، در حالی که هواپیماهای جت گردشگری ایالات متحده را در خارج از کشور تحریک می کردند. حضور عظیم ارتش بین المللی ایالات متحده ، که توسط جنگ ویتنام متورم شده بود ، به فشارهای مربوط به موقعیت پرداخت ایالات متحده افزود و در سال 1971 واشنگتن را وادار کرد تا تبدیل دلار به طلا را به حالت تعلیق درآورد. این اولین لرزش ها بودند. سپس در دهه 1980 ، با رشد تجارت جهانی و تولید از ایالات متحده به سرزمین های کم هزینه مهاجرت کرد و کسری افزایش یافت. واردات از مناطق صادرات کم هزینه مانند مکزیک ، مالزی و چین به طور پیوسته شکاف تجارت ایالات متحده را گسترش داد. امروز ، چین به تنهایی بیش از 100 میلیارد دلار کسری را تشکیل می دهد ، اما صادرکنندگان ثروتمند مانند ژاپن و اتحادیه اروپا مازاد بزرگی را با ایالات متحده نیز اداره می کنند.
شکاف حساب جاری - و صندوق های خارجی برای پرداخت هزینه آن - از 393 میلیارد دلار در سال گذشته به رکورد 481 میلیارد دلار افزایش یافت. در سال 2003 ، این کسری با نرخ بسیار زیاد 136 میلیارد دلار در سه ماهه اول ادامه یافت. هر روز کاری ، ایالات متحده باید حدود 2 میلیارد دلار وام خالص و سرمایه گذاری را برای پرداخت شکاف تجارت و نگه داشتن اقتصاد به خود جلب کند. گرچه برخی از سرمایه گذاری های دریافتی باعث رشد اقتصادی بلند مدت می شوند ، اما بیشتر صندوق ها کسری دولت را تأمین می کنند ، به گمانه زنی های سهام کمک می کنند یا وام های اعتباری مصرف کننده را تأمین می کنند. برخی از ناظران از این جریان به عنوان یارانه بین المللی برای مصرف بیش از حد ایالات متحده یاد می کنند ، نوعی کارت اعتباری برای عمو سام. از آنجا که سرمایه گذاران جهانی نسبت به سیستم یارانه احتیاط کردند و آن را ناپایدار دیدند ، دلار کاهش خود را آغاز کرد.
فراتر از کسری تجارت
چندین عامل دیگر بر سقوط دلار تأثیر گذاشته و تأثیر اصلی کسری تجارت را بزرگ می کند. در مرحله اول ، رسوایی حسابداری در Enron ، Tyco ، WorldCom و بسیاری از شرکت های دیگر ضعف های جدی را در سیستم گزارشگری و نظارتی ایالات متحده نشان دادند و منجر به کاهش اعتماد به نفس در سهام ایالات متحده ، اوراق قرضه و سایر سرمایه گذاری ها شد. ارزش های فروپاشی در این بازارها از سال 2001 و در نتیجه ضررهای عظیم سرمایه گذاری ، اعتماد به نفس سرمایه گذار خارجی را نیز لرزاند. در نتیجه ، سرمایه گذاران خارجی از ارسال جریان خالص صندوق های سرمایه گذاری به بازارهای ایالات متحده متوقف شدند. در عوض ، آنها شروع به انحلال اوراق بهادار خود کردند و باعث خروج صندوق خالص شدند.
افزایش شدید کسری بودجه دولت ایالات متحده (نمودار را ببینید) همچنین اعتماد به نفس سرمایه گذاران را تضعیف کرد. پس از چندین سال مازاد بودجه دولت ، دولت بوش مالیات ها را به طرز چشمگیری کاهش داده و هزینه های نظامی را افزایش داده و کسری را که تخمین زده می شود در سال 2003 به 455 میلیارد دلار برسد (از 153 میلیارد دلار در سال 2002) ، و این باعث شد کسری 2003 تا حد زیادی بزرگترین باشد. رکورد. دولت های ایالتی و محلی نیز نقص های بالایی را در پیش گرفته اند ، و باعث عدم تعادل فدرال و سوق دادن بدهی های ایالتی و محلی به ارتفاع تاریخی بیش از 1400 میلیارد دلار در سال 2002 می شوند (نمودار را ببینید). خانوارهای آمریکایی بدهی خود را (برای خانه ها ، آموزش و هزینه های مصرف کننده) افزایش داده اند و در سال 2002 8،454 میلیارد دلار ناپایدار (به نمودار مراجعه کنید). یک بازار مسکن بیش از حد ، اقتصاد ایالات متحده را بی ثبات می کند ، زیرا کاهش قیمت املاک و مستغلات می تواند باعث پیش فرض گسترده این وام ها شود و بانک ها و سایر وام دهندگان وام را پایین بیاورد. سرانجام ، تأثیر وضعیت جهانی یک جانبه واشنگتن و عملیات نظامی بسیار دور از ذهن آن وجود دارد که عدم اطمینان در مورد آینده را معرفی می کند. این عوامل و سایر عوامل برای ایجاد فشارهای رو به پایین قدرتمند بر روی دلار ، فشارهایی که انتظار می رود به آینده ادامه یابد ، ترکیب شده اند.
چه چیزی دلار را بالا نگه داشته است؟
علیرغم اصول ضعیف ، دلار در دهه 1990 بسیار قوی بود. دلار قوی با قیمت گذاری کالاهای ایالات متحده از بازارهای جهان ، مانده حساب جاری را بدتر کرد ، اما به نوعی این شور و شوق سرمایه گذاران و معامله گران ارز را کاهش نمی دهد. دهه نود سرخوشی را می توان با تعدادی از عوامل خاص توضیح داد که به طور موقت دلار را بالا نگه داشته است.
حباب بازار سهام ایالات متحده در دهه 1990 میلیاردها دلار سرمایه گذاری خارجی را به خود جلب کرد ، زیرا شرکت های خارجی و افراد امیدوار بودند که افزایش قیمت سهام را به ثروت سوار کنند. سایر بازارهای جهانی نیز رو به افزایش بودند ، اما با توجه به اینکه بازارهای ایالات متحده تقریبا نیمی از کل سرمایه در بازار جهانی را نشان می دهند ، آنها سهم متناسب از کل صندوق های سرمایه گذاری جهانی را خیس کردند. سرمایه گذاران خارجی همچنین سرمایه گذاری های ایالات متحده را ترجیح می دادند زیرا آنها را به عنوان استثنایی قابل اعتماد ، از ریسک سیاسی و عدم اطمینان مالی می دیدند. به عنوان بحران پزو ، بحران روسیه و بحران آسیا ثبات و اعتماد به نفس بین المللی مالی را از بین برد ، بیگانگان سرمایه گذاری های ایالات متحده را به عنوان یک "پناهگاه امن" قابل اعتماد در دوره طوفانی می دیدند.
با ضعف اقتصاد ژاپن ، علی رغم مازاد تجاری قابل توجه ، ین جایگزین قدرتمندی برای دلار نکرد. علاوه بر این ، جنبش به سمت یک ارز واحد اروپایی با بسیاری از مشکلات روبرو شد. هنگامی که یورو برای اولین بار در اوایل سال 1999 معرفی شد ، سرمایه گذاران در مورد زنده ماندن آن تردید داشتند و آن را به طور پیوسته پایین آوردند. در همین حال ، نقش دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهان تقویت شد. بانک های مرکزی در سراسر جهان ارزهای مختلفی را به عنوان دارایی ذخیره نگه می دارند ، اما دلار آمریکا از 57 ٪ از کل ذخایر در سال 1995 به 68 ٪ در سال 1999 صعود کرد. استفاده به عنوان ذخایر باعث ایجاد تقاضا برای سرمایه گذاری های با ارزش دلار ، عمدتا اوراق بهادار خزانه داری دولت ایالات متحده شد.
این دلار همچنین از عملکرد خود به عنوان ارز فیزیکی اولیه جهان بهره مند شد ، که در بسیاری از کشورهای خارج از ایالات متحده به عنوان مناقصه قانونی مورد استفاده قرار می گرفت و تقریباً در همه جا به عنوان ارز موازی گردش می کرد. براساس برآوردهای فدرال رزرو در سال 2003 ، از 680 میلیارد دلار ارز در گردش ، 400 میلیارد دلار در خارج از ایالات متحده برگزار شد. تقاضای بزرگ بین المللی برای لوایح ارزی ایالات متحده در دهه 1990 به دولت ایالات متحده صادرات منحصر به فرد و ارزان برای تولید را داد. براساس گزارش های مطبوعاتی ، روس ها آنقدر به دلار علاقه داشتند که هواپیمایی هفتگی از نیویورک جعبه های پر از صورتحساب 100 دلاری جدید را به مسکو آورد ، تازه از چاپ های چاپ دولت ایالات متحده. ایالات متحده در سال 2001 24 میلیارد دلار خالص ارز و 22 میلیارد دلار در سال 2002 صادر کرد.
منابع مرموز نیز دلار را جمع می کردند. در دهه 1990 ، حساب های ایالات متحده شامل مبالغ فزاینده ای از طرف درآمد بود که به عنوان "تعدیل" وارد شدند - یعنی آنها برای آنها غیرقابل ارزیابی بودند. این مبالغ ، که بسیاری از آنها به عنوان پرواز سرمایه از کشورهای فقیر اعتقاد دارند ، از طریق سیستم های بانکی خارج از کشور و احتمالاً از طریق واردات مستقیم پول نقد اعلام نشده ، وارد اقتصاد ایالات متحده می شوند. این مبالغ ، مبلغ 21 میلیارد دلار در سال 2001 و کمتر از 46 میلیارد دلار در سال 2002 ، بدون شک به بحران مالی در بسیاری از فقیرترین کشورهای جهان کمک کرده است.
تئوری های توهم نیز دلار را تقویت کرد. در طول دهه 1990 ، بسیاری معتقد بودند که "اقتصاد جدید" وارد شده و بسیاری از قوانین قدیمی را تغییر داده است ، و نگرانی از مشکلات قدیمی مانند عدم تعادل تجاری در دنیای جدید اینترنت را ایجاد می کند. چنین نظریه هایی به سرمایه گذاران دلار اطمینان می داد و به آنها اطمینان می داد حتی اگر "اصول" بازار باعث نگرانی شود. سرانجام ، هنگامی که سهام فناوری شروع به ریزش کرد و بازارهای سهام گسترده با کاهش چشمگیر ، نظریه های "اقتصاد جدید" اعتبار خود را از دست دادند و سرمایه گذاران دریافتند که "اصول" از همه بسیار مهم هستند.
اگر هر کشور دیگری چنین عدم تعادل مداوم پرداخت را انجام داده بود ، صندوق بین المللی پول قدم می زد و اصرار داشت که اقدامات "تنظیم ساختاری" مانند کاهش بودجه دولت ، کاهش بازنشستگی عمومی و کاهش ارزش ارز باشد. با این حال ، در مورد ایالات متحده ، صندوق بین المللی پول مستقر در واشنگتن به روش دیگری نگاه کرد و به ایالات متحده اجازه داد تا به روشهای خرج خود ادامه دهد. همدستی صندوق بین المللی پول باعث ماندگاری دلار شد.
هشدارها و هشدارها
با بدتر شدن کسری ایالات متحده در اواخر دهه 1990 ، مقامات و اقتصاددانان شروع به توجه کردند. آلن گرینسپان ، رئیس فدرال رزرو ایالات متحده ، در شهادت به کنگره در 17 فوریه 2000 ، با صراحت گفت که گسترش کسری حساب جاری و سرمایه گذاری های خارجی همیشه بزرگ "بدون محدودیت نمی تواند ادامه یابد."به نظر می رسید افت شدید مبادله دلار-یورو در اواخر سال 2000 آغاز یک کاهش طولانی تر است ، اما دلار دوباره جمع شد ، دوباره سقوط کرد و برای بار دوم راهپیمایی کرد و در مارس 2002 به اوج خود رسید. آیا دلار غیرقابل نفوذ بود؟برخی فکر کردندبه عنوان مثال ، در اوایل سال 2001 ، بررسی اقتصادی بانک مرکزی فدرال رزرو کانزاس ، مقاله ای از جیل هولمن ، یکی از اقتصاددانان ارشد این بانک ، که استدلال می کرد که این کسری نگران کننده نیست ، این بود که (برخلاف اظهارات گرینسپان) "پایدار است)، "و این احتمالاً طی سه سال آینده کاهش می یابد.
نگرانی از بین نرفت. موسسه محترم بروکینگز در واشنگتن در 29 و 30 مارس 2001 یک هیئت ویژه را ترتیب داد که اقتصاددانان پیشرو را برای در نظر گرفتن کسری جمع می کردند. مجدداً ، برخی از شرکت کنندگان با بیان اینکه وضعیت ویژه دلار به عنوان ارز ذخیره جهان و سایر عوامل خاص فشارهایی را که این کسری ایجاد کرده است ، از تعداد منفی استفاده می کنند. با این حال ، ریچارد کوپر از هاروارد هشدار داد که فدرال رزرو باید برای تثبیت دلار در بازارها مداخله کند و وی به طور واضح به "دلار قابل توجهی کاهش یافته" در زمان پیش رو اشاره کرد.
هشدار با شروع دلار کاهش شدیدتر و مداوم پس از آوریل 2002 افزایش یافته است. جریان سه ماهه 2 در سال 2002 مرکز بازارهای مالی ادعا کرد که رشد ایالات متحده به "درجه ناراحت کننده ای از ورود روزافزون سرمایه خارجی" بستگی دارد ، وگمانه زنی کرد که کاهش این وابستگی می تواند به معنای نرخ بهره بالاتر ، پیش فرض بدهی و رکود اقتصادی باشد.
ورود خارجی صدها میلیارد دلار در سال از انواع منابع خارجی - بانکهای مرکزی ، سایر نهادهای دولتی ، بانکهای خصوصی و موسسات مالی ، سایر شرکتهای بزرگ و البته سرمایه گذاران خصوصی به ایالات متحده می رسید. آنها اوراق بهادار دولتی ایالات متحده مانند صورتحساب خزانه داری و همچنین سهام و اوراق قرضه ایالات متحده را خریداری کردند و آنها سرمایه گذاری مستقیم در املاک و مستغلات ، کارخانه ها و سایر دارایی های ملموس انجام دادند. به دلیل بسیاری از دهه های گذشته مازاد ، اقتصاد ایالات متحده بیشتر سالها تا سال 1983 دارای دارایی های بین المللی خالص بود ، هنگامی که این حساب به طور دائم به رنگ قرمز فرو رفت (نمودار را ببینید). از آن زمان ، تعداد منفی به سمت بالا و پایین حرکت کرده است ، اما روند بلند مدت در جهت خطرناک بوده است. تا سال 2002 ، ایالات متحده بدهی های مالی خالص 528 میلیارد دلار و بدهی های کلی حدود 3 تریلیون دلار جمع کرده بود. بحران واقعاً رسیده بود.
سرانجام صندوق بین المللی بین المللی ساکت و ساکت شروع به ابراز نگرانی کرد. چشم انداز اقتصادی جهانی این صندوق ، که در زمان جلسات پاییز موسسات برتون وودز در سپتامبر 2002 منتشر شده است ، هشدار داد که کسری تجارت خارجی در چندین کشور صنعتی ، که برجسته ترین ایالات متحده و انگلیس است ، ممکن است مشکلی برای اقتصاد جهانی ایجاد کندبشر
پیامدهای کاهش دلار
از آنجا که دلار همچنان در حال سقوط است ، مقامات آمریکایی برای پیشبرد آن مداخله نکرده اند. مقامات دولت بوش ، از جمله جان اسنو ، وزیر خزانه داری ، گفته اند که آنها از کاهش دلار استقبال می کنند و این مسئله را روشن کرده اند که آنها سیاست قبلی "دلار قوی" را رها می کنند. در اوایل ماه مه 2003 ، اسنو خاطرنشان كرد كه یك دلار ضعیف تر به ما به صادرکنندگان کمک می کند و به شرکای تجاری ایالات متحده و تثبیت بالقوه تراز پرداخت ایالات متحده کمک می کند. اما چنین استدلالهایی غیرممکن به نظر می رسد. در عوض ، به نظر می رسد که دولت در یک بحران مالی گرفتار شده است که برای آن هیچ برنامه ای و راه حل آماده ای ندارد. سقوط دلار باعث می شود یارانه بین المللی عظیمی که دو دهه توسط اقتصاد ایالات متحده از آن برخوردار است ، کاهش یابد و در نهایت استاندارد زندگی شهروندان آمریکایی را کاهش دهد. در عین حال ، کاهش تقاضای ایالات متحده برای واردات به احتمال زیاد به اقتصادها در هر جای دیگر آسیب می رساند و کاهش ارزش های بیشتر ، فشارهای تجاری و بی ثباتی مالی را برطرف می کند - همه با عواقب خطرناک.
ما باید بپرسیم: تأثیر دلار فروپاشی در بورس سهام ایالات متحده و سایر وسایل نقلیه سرمایه گذاری چه خواهد بود ، زیرا خارجی ها از ترس اینکه ممکن است دلار بیشتر شود ، وجوه خود را پس می گیرند؟و چگونه ممکن است این همه بر سیاست خارجی ایالات متحده ، دستگاه عظیم نظامی واشنگتن و هزینه های مبارزات انتخاباتی در افغانستان ، عراق و جاهای دیگر تأثیر بگذارد؟
اگر اصول اقتصادی آن ضعیف باشد ، ایالات متحده به سختی می تواند به عنوان ابرقدرت جهانی پیروز شود. دویست سال برتری جهانی انگلیس مبتنی بر یک ارز قوی ، مازاد بزرگ تجارت و رشد سرمایه گذاری های خارجی بود. کاهش تجارت در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نشانه روشنی مبنی بر اینکه امپراتوری انگلیس در حال از بین رفتن است ، نشان داد. کسری تجارت و پرداخت امروز و دلار در حال سقوط ، ممکن است در همان جهت برای نظم جهانی مبتنی بر تسلط ایالات متحده باشد.
نمودارها و جداول انجمن جهانی سیاست را در مورد کسری حساب فعلی ایالات متحده و کسری بودجه دولت ایالات متحده مشاهده کنید.< Pan> ما باید بپرسیم: تأثیر دلار فروپاشی در بورس سهام ایالات متحده و سایر وسایل نقلیه سرمایه گذاری چه خواهد بود ، زیرا خارجی ها از ترس اینکه دلار ممکن است بیشتر شود ، وجوه خود را پس می گیرند؟و چگونه ممکن است این همه بر سیاست خارجی ایالات متحده ، دستگاه عظیم نظامی واشنگتن و هزینه های مبارزات انتخاباتی در افغانستان ، عراق و جاهای دیگر تأثیر بگذارد؟
فارکس در ایران...
ما را در سایت فارکس در ایران دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : محمدرضا گلزار بازدید : 50 تاريخ : سه شنبه 1 فروردين 1402 ساعت: 12:22